محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

160

اكسير اعظم ( فارسى )

حب قرطم براى حماى مواظبه مغز حب القرطم يك درم تربد موصوف يك درم غاريقون سفيد تخم كرفس انيسون هر يك نيم درم نمك هندى دو دانگ كوفته بيخته حبها سازند به عرق باديان جمله يك شربت است . حب هندى جهت دفع تب مزمن اسبند بريان نيم توله سياهدانه فلفلمويه دارفلفل هر يك يك توله كوفته بيخته در قند سياه سه و نيم توله آميخته به وزن نيم بهلولى غلوله بندند و به آب گرم نهار بخورند . نوع ديگر به جهت تب و لرزه پهنكرى بريان سهاگهء بريان نمك لاهورى اجواين خراسانى هر واحد يك دام كوفته بيخته به آب برگ و محتوا را سائيده حبها به قدر نخود سازند و دو گهرى پيش از آمدن تب لرزه يك حب يا دو حب بخورانند . حب سم الفار براى تب لرزه معمول حكيم غلام امام كات سفيد چهار توله گل سرخ چهار ماشه سم الفار چهار سرخ هر سه را سائيده حب به قدر فلفل گرد سازند و چهار گهرى پيش از آمدن تب يك حب بخورانند و از ترشى و بادى و روغن پرهيز كنند و حب آنند بهيرون و حب رام بان نيز در حميات بلغمى نافع است . دواى هندى براى تب لرزه از بياض استاد مغفور دارفلفل و فلفل گردد قرنفل و سندهى هر واحد يك درم اجواين و نمك شور هر يك نيم درم سفوف كرده به قدر يك درم بخورند . ايضاً براى تب هر روزه بلول جوانسه اندرجو مليهى چهال نيب هر يك شش ماشه شب تر كرده صبح جوش داده شهد انداخته بنوشند . ايضاً براى تب لرزه هرتال طبقى منسل كنيرى هر دور را در آب گهيكوار چهار پاس كهرل نمايند بعده در سكوره نهاده گل حكمت نموده خشك كنند و در ده آثار با چك دشتى بسوزند پس خاكستر آن روز اول به قدر دو برنج در برگ تنبول با مصالح يا در تباسه يا جغرات بدهند روز دوم و سوم يك يك سرخ دهند غذا كهچرى مونگ دواى نافع تب بلغمى برگ تلسى شش ماشه فلفل گرد چهار عدد دارفلفل يك عدد نبات سفيد يك توله در آب سائيده بنوشند . سفوف نافع تب و لرزهء بلغمى فلفل سياه دانه قاقله كبار نبات سفيد مساوى كوفته بيخته از سه ماشه تا شش ماشه خورده باشند . سفوف قنب كه جهت تب و لرزه معمول است فلفل گرد دارفلفل كلونجى چرائته گيرد هر واحد يك ماشه برگ قنب دو ماشه كوفته بيخته يك ماشه به آب سرد يك گهرى پيش از نوبت تب بدهند و اگر مريض طفل باشد از يك ماشه كمتر دهند . شربت كه براى تب بلغمى با سرفه و ربو و سوء القينه معمول است باديان تخم كاسنى تخم كشوث بسفايج ساذج هندى سليخه اسارون بيخ سوسن صعتر سنبل الطيب انيسون تخم كرفس شكاعى باداورد گل غافث زوفاى خشك هر واحد يك درم بيخ باديان بيخ كاسنى گل سرخ ريوند خطائى لك مغسول شكر تيغال پرسياوشان گاو زبان عنب الثعلب هر يك دو درم اصل السوس تخم خربزه تخم خيارين هر يك سه درم مويز منقى چهار درم انجير زرد هفت عدد قند سفيد يك رطل به دستور شربت بسازند خوراك دو سه توله . نوع ديگر معمول در تب بلغمى و مركب بيخ باديان بيخ كاسنى اصل السوس شاهتره باداورد شكاعى گل غافث هر يك سه مثقال تخم كاسنى تخم كشوث باديان تخم خيارين تخم خربزه هر يك دو مثقال قند سفيد يك و نيم پاو به دستور مرتب سازند . قرص افسنتين صغير حكيم عابد سرهندى نوشته كه در اين تب جديد و عتيق شديد و ضعيف حادث از بلغم حلو يا حامض يا زجاجى يا مالح در قوى معده و كبد و ضعيف آن و بسيط يا مركب با تب ديگر اين قرص را تجربه كرده‌ام افسنتين رومى كه به غايت تلخ باشد تخم كرفس اسارون انيسون مغز بادام تلخ مساوى باريك سائيده به آب سرشته قرص سازند و در سايه خشك كرده به اندك آب استعمال نمايند . قرص انيسون . حكيم ممدوح مىنويسد كه مريضى را ديدم كه از قرص افسنتين منتفع نشد و به استعمال اين قرص انيسون نجات يافت انيسون افسنتين مغز بادام تلخ سنبل الطيب صبر زرد هر يك چهار درم عصارهء غافث ساذج هندى اسارون هر يك سه درم مصطكى تخم كرفس هر واحد يك درم كوفته بيخته در گلاب قرصها سازند و به قدر يك درم با طبيخ افسنتين استعمال كنند . مطبوخ كه به جهت حماى بلغمى مفيد بيخ باديان گاو زبان انيسون اصل السوس عنب الثعلب شكاعى باداورد مويز منقى تخم كشوث انجير زرد در عرق گاو زبان و عرق عنب الثعلب و عرق باديان جوش داده شربت دينار يا گلقند چار توله حل كرده استعمال نمايند . ايضاً باديان يك درم بيخ باديان اصل السوس گاو زبان بيخ كرفس هر واحد دو درم پرسياوشان سه درم گلقند دو توله سكنجبين بزورى دو توله انداخته بنوشند . ايضاً كه با سرفهء نزلى باشد اصل السوس چار ماشه دارچينى دو ماشه مويز منقى ده دانه به عرق باديان ده توله جوشانيده شربت بنفشه دو توله خاكشى شش ماشه داخل كرده بدهند . نقوع نافع تب و نزله گل بنفشه شش ماشه بهدانه سه ماشه زوفاى خشك چهار ماشه شب خيسانيده صبح شيره خيارين شش ماشه نبات يك و نيم توله داخل كرده خاكشى شش ماشه پاشيده بنوشند . اقوال اكابر : [ عيسى بن يحيى ] عيسى بن يحيى گويد كه حماى بلغمى را مواظبه نامند بهر آن‌كه هر روز وارد مىشود پس معالجهء آن بر امر كلى چنان بايد كرد كه تطفيه كمتر و استفراغ بيشتر نمايند . و اما بر تفصيل بايد كه ترك كنند تا آن‌كه